جمعه هفتم اسفند 1388
دلتنگی
رفتند، گم شدند!
دیگر دلتنگی نمی کنم .
حتی برای روز تولدت...برای روزهایی که می بوسیدی مرا، برای روزهایی که گرم در آغوشت بودم.
باور نمی کنی؟ دروغ می گویم!
داخل پرانتز:بعضی چیزها رو هیچ وقت نباید یاد گرفت ،پاک کردن خاطره ها ،دوست داشتنها ،
از یاد بردن تو !
داخل ِداخل پرانتز:این روزها بیشتر از همیشه حس خستگی دارم.حس خستگی تمام نشدنی!
چهارشنبه هفتم بهمن 1388
!
یکشنبه بیستم دی 1388
میان بر
واسه این رفرش رفتیم کوه.....دار آباد.
جاتون خالی اونم بعد چند وقت.با دو تا دوست خوب .
هر چی می رفتیم بالا نمی رسیدیم ...آخر هم به یه راهی رسیدیم ،یه راه میان بر، اما سخت.
با پررویی تمام به تصویب رسید از راه میان بر بریم.
بماند که چه بلایی سرم اومد،خودم مونده بودم من چی جوری اون راه رو رفتم.انقدر که دوستام گفتن
حتما تو دفتر خاطراتت امروز رو بنویس!
به مقصد که رسیدیم انقدر باد می اومد که بدون استراحت برگشتیم!
اما خیلی حال داد یه کوه نوردی اساسی با یه رفرش کامل.
نتیجه اخلاقی : هر راه میان بری الزامًا زود تر و آسونتر به مقصد نمی رسه.
داخل پرانتز:بهترین موهبت و آرامشی که این روزها خدا بهم داده،حضور توست.
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
...
سوالها هر کدوم می رند یه گوشه مغزت.
اون وقت می تونی با آرامش تصمیم بگیری.
خدا همیشه موقعی می رسه که انتظارش رو نداری....
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388
بوروژوآ
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388
بی نام تو
بی نام تو
حتی
یک لحظه احتمال ندارم...
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
گاه...
گاه براي داشتن بايد گذشت ...
و گاه در اوج تمنا بايد نخواست !
لرد بنتون
یکشنبه هفتم تیر 1388
عشق می ورزیم.
همه ی مردها دروغگو ، بی ثبات ، دغل ، وراج ، دورو ، متکبر ، بزدل ،نفرت انگیز و شهوت پرست هستند!
تمام زنها ریاکار ، مکار، خودپسند، کنجکاو و فاسدند!
دنیا چاه فاضلابی است بی انتها که موجودات عجیب الخلقه ای در آن می خزند و به کوههایی از لجن بر
می خورند.اما در دنیا چیزی مقدس و با شکوه نیز وجود دارد:
پیوند دو موجود این چنین ناقص و وحشتناک .در عشق اغلب اشتباه می کنیم، اغلب احساسات ما جریحه دار می شودو احساس بدبختی می کنیم.اما عشق می ورزیم و هنگامی که در آستانه ی مرگیم به عقب بر می گردیم و به خود می گوئیم:
خیلی رنج کشیده ام ،گاهی به بیراهه رفته ام ، اما عشق ورزیده ام.پس من زندگی کرده ام.
من یک موجود تصنعی ساخته و پرداخته ی غرور و کسالت نیستم.زیرا که عاشق بوده ام.
موسه

